جعفر فرجی
دانشجوی دکتری مدیریت راهبردی
جعفر فرجی
دانشجوی دکتری مدیریت راهبردی

مطالب بلاگ

شیرین ترین آغوش دل نوشته ای برای روز پدر

5 آذر 1396 دست نوشته ها
شیرین ترین آغوش دل نوشته ای برای روز پدر

پدرم خدا بیامرز ، حراست دانشگاه بود و مجبور بود برای امرار معاش خانواده به کارهای سخت دیگری هم بپردازد. فن بیان خوبی داشت و در همه کارهای خیر فامیل بانی ازدواج ها و .. بود. یک روز هم به من اجازه نداد که به کارگری بروم و علی رغم تمایلم برای کار در دوره های نوجوانی، میگفت من هر کاری میکنم که تو بتوانی درس ات را بخونی و نمیخواهم یک روز را به غیر درس و تلاش برای موفقیت ، صرف چیز دیگری بکنی.

آن زمان عضو تیم نونهالان استقلال تهران بودم و از دو کشور اروپایی دعوتنامه برایم آمده بود . تابستانی بود و همه در پشت بام خانه جمع بودیم و شب آخری بود که باید تصمیم میگرفتم. رویای یک بازیکن بزرگ شدن خواب هر شبم بود و برایم خیلی جذاب بود هم درس میخواندم و هم برای یک تیم اروپایی بازی میکردم. جلوی جمع گفتم بابا من نمیخواهم بروم . چهره های گرفته و ناراحت همه در یادم هست. پا شد من را بغل کرد و بوسید و روزهای بعد در برابر همه که فشار می آوردند پشت و پناهم بود. میگفت هر استعدادی داری و هر کاری میخواهی بکنی در همین ایران بکن.
پدرها چقدر شبیه به هم هستند.
وقتی مدالهای المپیاد علمی جهانی و کشوری را در اوج حملات و شبهات در سال 81 به رهبری اهدا کردیم این جملات را گفت :
“مدال‌ها را آوردند من دیدم و خیلی از این هدیه‌ی شما عزیزان خوشحال شدم. به نظرم یکی از ارزشمندترین هدایایی بود که تا کنون به ما داده شده است. از چند جهت؛ یکی اینکه سند افتخارات علمی جوان‌های ماست و همانطور که هر کسی وقتی فرزندش از مدرسه یا از دانشگاه بیاید و یک گواهینامه‌ی پیشرفت علمی را پیش پدرش بیاورد او از ته دل خوشحال می‌شود، ما وقتی مدال‌های شما را دیدیم همین احساس را داشتیم و من از ته دل خوشحال شدم. که الحمدلله جوان‌های ما و فرزندان عزیز این ملّت این افتخارات را در زمینه‌های علمی برای خودشان کسب کردند.”
اینجا بار اولی بود که از نزدیک رهبرم را می دیدیم و حس و کلام پدرانه اش را دیدم . در روایت هست که “أنا وعَلِيٌّ أبَوا هذِهِ الامَّة” ما معتقدیم که به غیر پدر و بابای نسبی یک پدر و بابایی داریم که از پدر ادم به آدم دلسوزتر است.
پدرمان چقدر شکست و سختی کشید تا بزرگ شویم ؟ پدرمان چقدر خون و دل خورد تا خودمان تصمیم بگیریم ؟ و چقدر دوست دارد که در این جنگ نابرابر ثروتهای تلنبار شده قرنهای متمادی با تمدن ایرانی اسلامی همین جا بایستیم و تمدن جدید را بسازیم ؟

جعفر فرجی در کانون نخبه
جعفر فرجی در کانون نخبه المپیادهای کشور و اهدای مدال به رهبری

نمی دانم شما در وصف دلسوزی ها و مشقت های این پدر بزرگ امت چه وصفی می توانید بکنید ؟
من تنها می توانم بگویم پدرم هر روز، روز توست

پی نوشت : عکس حقیر و نسل های بعدی در دیدار اهدا مدال های المپیاد در سال های مختلف

برچسب:
یک نظر بنویسید